21 ماهگی دردونه خانوم
سلام عشقم عمرم نفسم همه کسم ... سلام نازنین من ...
21 ماهگی مبارک فرشته کوچولوی من ...


این ماه اتفاق جدیدی که افتاد ازدواج مجدد باباجی بود ... گرچه خیلی خیلی جای مامان جون خالیه و هیچ کس نمی تونه
جای اونو پر کنه، ولی تو این 1 سال فوت مامان جون باباجی خیلی تنهایی کشید، گرچه ما خیلی سعی کردیم تنهاش نزاریم
ولی خب هیچ کس نمی تونست مثل یه همسر براش باشه و این شد که باباجی مجدد ازدواج کرد و در نتیجه شما صاحب
یه عمو و عمه جدید شدی
و خیلی قشنگ اسم این عمه و عمو ی جدید و میگی : مهیار ؛ شپیکا (شکیبا )

این روزا به قدری شیرین و دلبر شدی (البته قبلا هم شیرین و دلبر بودی آلان بیشتر شده )؛ که فقط دلم می خداد ساعت ها
بشینم و خیره بشم به تو و کارای دلبرانت ...
دیگه کامل همه جملات رو میگی و هر چی که ما میگیم و تکرار می کنی ...
جدیدا هر چی هم که می بینی میگه این چیه؟؟

از یک تا ده رو هم می شماری : یک ؛ دو ؛ سه ؛ چار ؛ پن؛ شیش ؛ هف ؛ هش ( که البته بعضی وقتا یه دفعه از 7 می پری رو
9) ؛ نو ؛ ده 


هر بلندی هم که پیدا می کنی میری روش می ایستی و میگی ایشالله ؛ ماشالله 

از شعر هایی هم که برات می خونم یه توپ دارم قلقلی رو بعضی جاهاش و بلدی بخونی ؛ کلاغ پر هم همینطور ؛ اما از همه
قشنگتر این شعر و می خونی : خوشحال و خندانیم ... قدر دنیا می دانیم ...

بازی قایم موشک هم بلدی که البته خاله فاطمه یادت داده و میگی ده ،بی ؛ سی چهل ... و وقتی خودت می خوای قایم بشی
اگه جایی واسه قایم شدن پیدا نکنی دستاتو میزاری رو چشمات که یعنی قایم شدی

یه بار که خونه مامانی اینا بودیم و با خاله فاطمه قایم موشک بازی می کردی و مثلا قایم شده بودی وقتی ما گفتیم یسنا
کجاست؛ خیلی بامزه خودت گفتی دسشویی نیس ؛ حموم نیس ... که شلیک خنده ما تو فضا پخش شد.
یه بار هم که خونه عمو مجید اینا رفته بودی ؛ از خاله زهره شکلات می خاستی و بعد هم خودت گفته بودی مامانی اجازه
نمیده ... 


وقتی هم از بیرون داخل خونه میشیم می شینی دم در و قشنگ کفشاشو در میاری و می زاری یه گوشه ای و بعد وارد خونه
میشی ...

وقتی هم می خای بری بیرون خیلی قشنگ میگی خدافظ 


راستی 3 تا دندون خوشگل هم این ماه سر زد رو لثه هات یدونه رو لثه بالا و دو تا رو لثه پایین که جمع دندونات و به عدد
17 رسوند

بریم سراغ عکسای گل دختر


این هم از گوشواره جدید والبته طلای دخترم که بعد از 3 هفته عوض کردم ..

و این هم 4 تا تل خوشگل نمدی کار خودم واسه یسنا گلی که البته یه تل هم به حلما دادیم ...




وقتی یسنا قایم میشه تا ما پیدا ش کنیم


یسنا و خاله فاطمه ...



یسنا و حلما ...





21 ماهگی دردونه خانوم 






